نگاه کردن به سرگرمی سرگرمی کارت پستال

نگاه کردن به: سرگرمی سرگرمی کارت پستال روز پدر

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی سرنوشت جهانگيري‌ها

از شمالی ترین مرکز شهرستان استان هرمزگان یعنی حاجی آباد باید به سمت شمال رفت و از ارزوئیه، یکی از شهرستان های جنوبی استان کرمان به سمت جنوب، جایی در حدود مرزی

سرنوشت جهانگيري‌ها

سرنوشت جهانگيري ها

عبارات مهم : سیاسی

از شمالی ترین مرکز شهرستان استان هرمزگان یعنی حاجی آباد باید به سمت شمال رفت و از ارزوئیه، یکی از شهرستان های جنوبی استان کرمان به سمت جنوب، جایی در حدود مرزی استان های کرمان و هرمزگان، جایی بین شهرستان های بافت و جیرفت، در میان کوه های معدنی و در میان درختان بادام تلخ و زیتون، کوهی روستایی است با نام کوهشاه. منطقه ای محروم با راهی همچنان صعب العبور جهت رفت وآمد. روستایی که با وجود اتصال نامش به انتهای نام خانوادگی معاون اول مدیر جمهور، محل تولد اسحاق جهانگیری کوهشاهی نیست. اصالت خانوادگی اسحاق را جایی بین بافت، جیرفت، هرمزگان و سیرجان روایت می کنند.

سرنوشت جهانگيري‌ها

نامه ای جهت پدر ٢شهید

پدر خانواده، حسن جهانگیری، کارگر معدن کرومیت آبدشت بود. یکی از معادن توابع اسفندقه. زندگی در اسفندقه و کار در معدن ولی تا پیش از تولد اسحاق و چهار برادر دیگرش تمام شده است و خانواده جهانگیری به سیرجان کوچ می کنند. حسن جهانگیری بعد از انتقال از معدن آبدشت تا آخر بازنشستگی کارمند اداره کشاورزی سیرجان ماند.

پدر خانواده جهانگیری تا همین چند سال پیش در سیرجان زندگی می کرد و درگذشت او در تیرماه سال ٨٩ یکی از فوت هایی بود که مقام معظم رهبری برایش خبر تسلیت نوشتند. ایشان در این خبر که حجت الاسلام محمدی گلپایگانی آن را ابلاغ کرد، درگذشت پدر دو شهید را تسلیت گفتند. اسحاق جهانگیری راجع به پدرش این طور می گوید: «زمانی که مسئول جهاد کرمان بودم، مسئولیت جنگ جهاد را برعهده داشتم و مدام باید به جبهه می رفتم. مادرم نگرانم بود که بعد از یعقوب و محمد من هم به شهادت برسم. ولی پدرم تحمل بیشتری داشت. برادر عزیزم حاج قاسم سلیمانی چند بار به من گفت خانواده شما به اندازه کافی داغدار شده است است و شما دیگر نباید در جنگ شرکت کنید».

از شمالی ترین مرکز شهرستان استان هرمزگان یعنی حاجی آباد باید به سمت شمال رفت و از ارزوئیه، یکی از شهرستان های جنوبی استان کرمان به سمت جنوب، جایی در حدود مرزی

رابطه نزدیک دو هم استانی – اسحاق جهانگیری و قاسم سلیمانی- جهت سال های طولانی ادامه داشته ولی این نزدیکی زمانی زیاد خودش را نشان داد و رسانه ای شد که «حاج قاسم» در نخستین روز سال ٩٦ به دیدار مادر خانواده جهانگیری رفت و تصویر آن در اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … بارها و بارها بازنشر داده شد. دیداری که اسحاق آن را در اینستاگرامش صمیمانه توصیف کرد و نوشت: «از مادرم پرسیدم؛ مادر چقدر سردار را دوست داری؟ با لحنی مهربان و مادرانه گفت: خیلی. واکنش‌ها مادرم با سردار مثل فرزند خود بود و به ایشان عیدی هم داد».

اولین شهید سیرجان

خانواده جهانگیری پنج پسر داشت. منهای دو پسر نسبتا مشهورتر خانواده جهانگیری یعنی اسحاق و مهدی و ابراهیم که شهرت کشوری کمتری دارد، این خانواده دو پسر شهید دارد. یکی در روزهای ابتدایی جنگ به شهادت رسید و دیگری در سال ٦٣ و در عملیات بدر. اسحاق شهادت برادرش محمد را این طور روایت می کند: «اوایل جنگ بود که برادرم به هویزه رفت و به همراه شهید چمران در جنگ های نامنظم شرکت کرد و در آبان همان سال ٥٩ در سوسنگرد شهید شد.

سرنوشت جهانگيري‌ها

زمانی که خبر شهادت محمد را جهت من آوردند، من مسئول جهاد جیرفت بودم و خودم را بلافاصله به کرمان رساندم ولی جسد محمد نیامد. ٤٠٠ روز طول کشید تا سوسنگرد آزاد شد و جسد محمد به دست ما رسید». روایت مشابه همین را هم ابراهیم جهانگیری، دیگر برادر خانواده دارد. ابراهیم که سال ١٣٩٤ رد صلاحیت مانع از حضورش در مسابقه انتخاباتی جهت مجلس شورای اسلامی شد، در فیلم تبلیغات انتخاباتی اش می گوید: «برادرم نخستین شهید سیرجان بود. به نوعی که جهت کسانی که می درخواست کردند مراسم شهدا را برگزار کنند هم تازگی داشت که چطور باید این مراسم را برگزار کنند.

در پاریز، مدیر دبستان باستانی پاریزی بودم که خبر شهادت برادرم را به من دادند. از طریق ژاندارمری سیرجان اطلاع دادند که شما باید به سیرجان بیایید. ما هم هنگامی که به همراه جمعی از دوستان به سیرجان آمدیم خبر شهادت برادرم را دریافت کرديم». آن سال ها هنوز لشکر ٤١ ثارالله تأسیس نشده بود و رزمنده های کرمان مانند قاسم سلیمانی در گردانی تحت عنوان گردان کرمان در جبهه حضور داشتند. محمد جهانگیری در قالب همان گروه در جبهه حضور یافته بود و شهید شد. محمد فرزند چهارم از خانواده جهانگیری ها بود. متولد ٤١ و سه سال کوچک تر از دیگر برادر شهید خانواده یعنی یعقوب که متولد سال ٣٨ بود و در سال ٦٣ شهید شد.

از شمالی ترین مرکز شهرستان استان هرمزگان یعنی حاجی آباد باید به سمت شمال رفت و از ارزوئیه، یکی از شهرستان های جنوبی استان کرمان به سمت جنوب، جایی در حدود مرزی

ابراهیم در آتش

فرزند اول خانواده ولی ابراهیم هست. متولد سال ٣٦ و کمتر از یک سال بزرگ تر از اسحاق. ابراهیم جهانگیری تا همین دو سال پیش شهرت چندانی نداشت و پیش از سال ٩٢ به ندرت کسی او را می شناخت. جزء نخستین مدیرانی بود که بعد از ریاست جمهوری حسن روحانی در استان کرمان پست گرفت. در دولت اصلاحات معاون اداره کل آموزش وپرورش کرمان بود و در وقت دولت های نهم و دهم بازنشسته شد. تنها چند ماه بعد از ریاست جمهوری حسن روحانی و حتی پیش از معرفی استاندار تازه استان کرمان، از او دعوت به کار کردند و مدیرکل آموزش وپرورش استان کرمان شد.

ابراهیم جهانگیری که به شهادت اطرافیان در میان برادران جهانگیری آرام ترینشان هست، در یک صحنه دیگر هم خیلی سریع حضورش را قطعی کرد. سال ٩٣ و یک سال و چند ماه سریعتر از انتخابات مجلس دهم به عنوان کاندیدای رسمی اصلاح طلبان سیرجان در انتخابات مجلس از سوی شورای اصلاح طلبان سیرجان معرفی شد. ابراهیم راجع به علت معرفی زودهنگامش جهت کاندیداتوری به ماهنامه محلی عصرانه می گوید: «زیاد مایل به ورود آنچنانی به عرصه انتخابات نبودم. دوستان اصلاح طلب سیرجانی در جلسه ای رأی گیری کرده بودند و این طور که خودشان می گویند بنده بالاترین رأی را جهت کاندیداتوری در انتخابات مجلس آورده بودم. خودم از طریق شبکه های مجازی از این تصمیم مطلع شدم و بعد اعتراض کردم که بهتر بود خودم را هم در جریان می گذاشتید».

سرنوشت جهانگيري‌ها

ماجرای کاندیداتوری ابراهیم که با این غافلگیری شروع شد با غافلگیری ردصلاحیت او خیلی سریع به آخر رسید. داستان رفت وآمد و رد صلاحیت او هم قصه پرفرازونشیبی بود. آن طور که خود ابراهیم جهانگیری می گوید هنوز خودش نفهمیده آیا صلاحیتش جهت حضور در مجلس شورای اسلامی مورد تأیید قرار نگرفته هست. رد صلاحیت ابراهیم جهت انتخابات مجلس گره کوری بود که چند بار تا آستانه بازشدن پیش رفت. به نوعی که تا یک روز پیش از انتخابات همچنان شایعه تأیید صلاحیت ابراهیم جهانگیری دهان به دهان چرخید و در نهایت اصلاح طلبان سیرجان از معرفی کاندیدای جایگزین غفلت کرده و رقیب جهانگیری بر صندلی های سبز بهارستان تکیه زد.

از معیت مرعشی تا صدارت روحانی

پس از ابراهیم، اسحاق دومین فرزند خانواده هست. کسی که هنگامی که جهت تحصیلات دانشگاهی از سیرجان به کرمان می رود، زندگی کاری و تحصیلی اش به کلی تحت الشعاع فعالیت های سیاسی اش قرار می گیرد. تحصیل در رشته فیزیک در دانشگاه کرمان، او را به جمع دانشجویان فعال سیاسی دانشگاه کرمان وارد می کند. جمعی که تحت عنوان تشکل جامعه اسلامی دانشجویان دور هم جمع شده است و پیش از انقلاب به مبارزات سیاسی مشغول بودند. جمعی متشکل از جوانان مذهبی که صورت هایی همچون سیدحسین مرعشی، یدالله اسلامی، محمدعلی کریمی و اسحاق جهانگیری در میان آنهاست.

ارتباط فکری و تشکیلاتی اعضای این تشکل با استاندار وقت کرمان یعنی حمید میرزاده، حسین مرعشی را به صندلی معاونت سیاسی- امنیتی استانداری کرمان در نخستین سال های بعد از پیروزی انقلاب می رساند. بعد از حضور مرعشی در این جایگاه و بعد از آن، تصدی کرسی استانداری کرمان، یک به یک اعضای تشکل جامعه اسلامی آینده سیاسی تازه ای پیدا می کنند. کریمی به سپاه رفت، یدالله اسلامی، نماینده مردم بافت، در مجلس شورای اسلامی شد و اسحاق راه جهاد سازندگی جیرفت و نمایندگی در مجلس شورای اسلامی را طی کرد.

هفت سال در مجلس شورای اسلامی ماند و هنگامی که غلامحسین کرباسچی از استانداری اصفهان به شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران رفت، اسحاق استاندار دولت اول هاشمی رفسنجانی در اصفهان شد. وزارت صنایع و معادن در دولت اصلاحات دیگر تجربه اجرائی او پیش از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد بود. اسحاق، در میان دیگر برادران جهانگیری، سیاسی ترینشان هست. کسی که همین حالا و در مقام معاون اولی مدیر جمهور از شرکت در کنگره حزب عاملان سازندگی ابایی ندارد. او که از نخستین مؤسسان عاملان بود، از اعضای بنیاد باران نیز هست.

از مهدی جهانگیری تا م. ج

مهدی جهانگیری یا م. ج، این روزها، آخرین فرزند خانواده حسن جهانگیری کوهشاهی هست. او در بین همه برادران جهانگیری از همه اقتصادی تر، جوان تر و پرحاشیه تر هست. یکی از بااهمیت ترین تصاویری که از مهدی در کنار اسحاق وجود دارد به سال ٩٤ و در حاشیه نشست یکسان اتاق بازرگانی پایتخت کشور عزیزمان ایران و معاون مدیر جمهور برمی گردد. هفته نامه اقتصاد کرمان از صحبت های درگوشی اسحاق و مهدی در این نشست یکسان که زیر نور متعدد فلاش دوربین عکاسان رخ داد به عنوان بااهمیت ترین اتفاق آن نشست یاد می کند که مدیر کل بانک مرکزی و وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت هم در آن حضور دارند. آن سخنان درگوشی از آن جهت اهمیت دارد که برادر بزرگ تر نماینده دولت است و برادر کوچک تر نایب مدیر اتاق بازرگانی تهران.

ارتباط مهدی جهانگیری با مشایی به وقت ریاست اسفندیار رحیم مشایی بر شرکت میراث فرهنگی و گردشگری برمی گردد. هنگامی که که مهدی اقتصادی ترین سمت شرکت میراث فرهنگی، یعنی معاونت سرمایه گذاری این شرکت را بر عهده داشت و بعد از یک اتفاق مجبور به استعفا شد. در جریان مراسم افتتاح همایش «فرصت های سرمایه گذاری در صنعت گردشگری ایران» بود که ۱۲ زن با لباس محلی، دف زنان بر روی سن ظاهر شدند و درحالی که قرآن را در سینی گذاشته بودند آن را به قاری تحویل دادند.

این نمایش با اعتراض دو نفر از مراجع همراه شد و در نهایت مهدی جهانگیری را در آبان ماه سال ٨٧ مجبور به استعفا از سمت خود کرد. استعفایی که شروع ترقی اقتصادی او بود. او بعد از استعفا، گروه مالی گردشگری را ایجاد کرد و بعد از آن شرکت شخصی «سمگا» (سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران) را تأسیس کرد و توانست زیرمجموعه های فراوانی جهت آن ایجاد کند، زیرمجموعه هایی مانند: بانک گردشگری، شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری کشور عزیزمان ایران (سمگا)، مجتمع فولاد صنعت بناب، شرکت سرمایه گذاری نگین، هلدینگ صنایع و معادن ماهان، توسعه امید افق گردشگری، شرکت افق گردشگری ایرانیان، مرکز آموزشی علمی کاربردی کاراد، شرکت کلوب گردشگری ایرانیان، شركت کارت گردشگری پارس، شرکت توسعه فناوری اطلاعات گردشگری ایران، شرکت توسعه مجتمع های خدماتی و رفاهی پارس زیگورات، شرکت توسعه گردشگری آریا زیگورات و تجارت بین الملل هموطا آریا.

این اندوخته مالی در کنار انتساب خانوادگی او به دولت تدبیر و امید کم کم انتقاداتی را در بین اصولگرایان برانگیخت. ابتدا وب سایت الف متعلق به احمد توکلی و بعد از آن روزنامه کیهان و این آخرهای علیرضا زاکانی از برادر معاون نخستین مدیر جمهوری گفتند. «الف» مدعی رانت ذلت مهدی جهانگیری با کمک مشایی و بقایی و البته مرتضی تمدن (استاندار وقت تهران) شد و زاکانی اردیبهشت امسال گفت: «در پتروشیمی دست دارند، بانک گردشگری جهت چه کسی است؟ جهت برادر محترم آقای جهانگیری است که در دولت قبل آن را گرفته است». این مواضع علیه مهدی جهانگیری در نهایت به خبر بازداشت او در کرمان منجر شد که غلامعلی ابوحمزه، فرمانده سپاه کرمان، اعلام کند جهانگیری را سپاه ثارالله کرمان بازداشت کرده هست.

————————————————

اسحاق غیرمنتظره

اسحاق جهانگیری مشهورترین برادر در بین برادران جهانگیری هست. او از اول انقلاب در سمت های متعددی نقش ایفا کرد از جمله نمايندگي مجلس، استانداري اصفهان و و بعدتر با وزارت صنایع در دولت اصلاحات در سطح ملی مطرح شد. هرچند اسحاق جهانگیری جهت مردم نامی آشنا بود ولی هنگامی که در نخستین مناظره تلویزیونی انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ با او روبه رو شدند، یکه خوردند؛ کمتر کسی فکر می کرد این سیاست مدارِ آشنا و کم حاشیه این چنین در نخستین مناظره توانمند ظاهر شود و از اصلاحات دفاع کند.

درخشش معاون اول در مناظره ها، او را به یکی از اشخاص مهم اصلاح طلبان تبدیل کرد؛ به نحوی که بعد از مناظره ها چشم انداز ۱۴۰۰ با جهانگیری ترسیم شد. اسحاق تنها برادر از خانواده جهانگیری نبود که نامش در مناظره ها مطرح شد. پای سه برادر دیگر اسحاق جهانگیری نیز هر کدام به نحوی به مناظره ها باز شد. زمانی که محمدباقر قالیباف به اسحاق جهانگیری حمله کرد و به برادران شهید جهانگیری اشاره کرد، اسحاق جواب داد: «من نگفتم خانواده شهید هستم یا نیستم. به جای خود اگر مورد نیاز شد می گویم چه کسی ارزشی است و چه کسی نیست».

در مناظره سوم بود که قالیباف به مهدی جهانگیری برادر سرمایه دار معاون اول اشاره کرد و او را بر سر زبان ها آورد. انتخابات تمام شد و معاون اول دولت یازدهم در دولت دوازدهم به کار خود ادامه داد. ولی مدتی بعد از دستگیری برادر مدیر جمهور، برادر معاون اول هم دستگیر شد ولی علی رغم مورد اول تا الان موفق نشده است با قید وثیقه آزاد شود. اسحاق جهانگیري در تصویر العمل به این اتفاق در حساب توییتر خود نوشت: «اطلاع دقیقی از دلیل، چگونگی دستگیری، اتهام، ضابط و شاکی برادرم ندارم، البته وی هیچ گونه مسئولیت و فعالیت دولتی ندارد. مسئله قابل آینده نگری بود و باید صبر کرد. امیدوارم سوءاستفاده سیاسی نباشد و عدالت، مبارزه با فساد و حاکمیت قانون جهت همه یکسان اجرا شود». باید تأکید کرد مهدی جهانگیری علی رغم برادر خود که با آخر دولت اصلاحات از عرصه دولت دور شد، در دولت نهم و دهم به دولت نزدیک و بعد از آن به بخش خصوصي رفت و به یکی از سرمایه داران بزرگ تبدیل شد.

آخرين خبر اينكه روز گذشته سخنگوی حزب عاملان گفت که هیچ ارتباطی بین مهدی جهانگیری و عاملان وجود ندارد. به گزارش ايسنا حسین مرعشی افزود: آقای مهدی جهانگیری نه عضو عاملان است و نه هیچ وقت عضو عاملان بوده، نه با هیچ کدام از مؤسساتی که در کرمان ازسوي مؤسسه مولی الموحدین احداث شدند ارتباطی دارد. بین مهدی جهانگیری و این مجموعه هیچ ارتباط سهامی یا تخصصی یا کاری وجود نداشته هست. آقای مهدی جهانگیری در پایتخت کشور عزیزمان ایران با جمعی از دوستان خود بانک گردشگری را تأسیس کرده و هیچ ارتباطی هم بین مجموعه هایی که تحت مدیریت مؤسسه مولی الموحدین هست، با ایشان وجود ندارد.

اخبار سیاسی – شرق

واژه های کلیدی: سیاسی | کرمان | سیرجان | خانواده | گردشگری | خانواده | گردشگری | جهانگیری | استان کرمان


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz